مرتضى مطهرى

297

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

تا اينجا سخن عبد اللطيف را نقل و بررسى كرديم . اكنون به نقد سخن ابوالفرج ابن العبرى بپردازيم . ابوالفرج يك طبيب يهودى است كه در سال 623 هجرى در ملَطيه ( آسياى صغير ) تولد يافته و پدرش دين يهود را ترك كرده و به نصرانيت گراييده است . ابوالفرج نيز آغاز تحصيلات خود را به فراگرفتن اصول نصرانيت گذرانده است . او به زبان سريانى و عربى آشنايى كامل داشته است . تاريخى مبسوط به زبان سريانى نوشته كه مأخذ آن كتب سريانى ، عربى ، يونانى بوده است . در آن كتاب ذكرى از كتابسوزى مسلمين در اسكندريه وجود ندارد و خلاصه‌اى از آن كتاب به عربى به نام مختصرالدول نوشت كه مىگويند همهء نسخه‌هاى آن ناتمام و ناقص است ، و عجب اين است كه مىگويند با اينكه مختصرالدول خلاصهء آن تاريخ مفصل سريانى است مشتمل بر مطالبى است كه در اصل مفصل سريانى نيست ؛ از جملهء آنها داستان كتابسوزى اسكندريه وسيلهء مسلمين است . كتاب مختصرالدول را مردى به نام « دكتر پوكوك » كه پروفسور كالج اكسفورد بوده و از اشخاصى است كه در نشر اكاذيب عليه مسلمين دست داشته است ، طبع و نشر كرده و به زبان لاتين هم ترجمه نموده است . از آن وقت و به وسيلهء اين كتاب و اين شخص شايعهء كتابسوزى مسلمين در اسكندريه در اروپا رواج يافت ، تا آنكه در قرون اخيره وسيلهء محققين اروپايى امثال گيبون و كريل و گوستاو لوبون و ديگران اين شايعه تكذيب شد « 1 » داستان كتابسوزى در كتاب مختصرالدول به اين شكل آمده است : « در آن زمان ، يحيى نحوى كه به زبان ما به « غرماطيقوس » يعنى نحوى ملقب بوده است ، در ميان عرب مقام شهرت را حائز گرديد . مشارٌاليه ساكن اسكندريه بوده است و مذهباً نصرانى و جزء فرقهء يعقوبى بود و مخصوصاً عقيدهء ساورى ( ؟ ) را تأييد مىنمود . او در آخر مذهب تنصر را ترك گفته و تمام علماى نصاراى مصر نزد او جمع شده نصيحت نمودند كه از كفر و زندقه بيرون آيد ولى او قبول ننمود . وقتى كه علما مأيوس شدند وى را از مناصبى كه دارا بود انداختند ، و او تا مدتى به همين حال باقى و

--> ( 1 ) . اين قسمت از رسالهء « كتابخانهء اسكندريه » تأليف شبلى نعمان ، صفحات 14 و 15 و 38 اقتباس شد .